اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

حدیث هفته:
بِالصَّلاهِ یَبلُغُ العَبد إلَی الدَّرَجَهِ العُلیاءِ لأنَّ الصَّلاهَ تَسبِیحٌ و تَهلِیلٌ و تَحمِیدٌ و تَکبِیرٌ و تَمجِیدٌ و تَقدِیسٌ و قُولٌ و دَعوهٌ
به وسیله نماز بنده به درجه عالی و مقام والا می رسد، زیرا نماز تسبیح و تهلیل و تحمید وتکبیر و تمجید و تقدیس الهی است ، نماز قول حق و دعوت به سوی حق می باشد.

بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۲۳۲ جامع احادیث الشیعه، ج۴، ص ۲۲

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

بایگانی

پشتیبانی

پربحث ترين ها

پيوندها

تصاوير برگزيده

۰

پرسش و پاسخ نماز 1

پرسش و پاسخ نماز

hgfdrt

چرا نماز ستون دین است؟

نماز بدین جهت ستون دین است که بدون آن، دین معنا و مفهومى نخواهد داشت؛ همان‏گونه که خیمه بدون ستون، برپا نخواهد بود. نماز عبادتى است جامع و فراگیر و به مثابه ستون و پایه خیمه است. خاصیت بسیارى از عبادت‏ها و دستورات دینى (مثل زکات، حج، جهاد، روزه و...) در نماز جمع شده است. زکات، امتحان میزان عدم دلبستگى به مادیات و گذشتن از امور دنیایى است و در نماز نیز نمازگزار از همه چیز درمى‏گذرد و به خدا توجّه مى‏کند «مالک یوم الدین». در روزه، بعضى از امور بر انسان حرام مى‏شود و نماز نیز چنین است.

شاید علت این که از نماز به‏عنوان ستون دین یاد شده، این باشد که قبولى همه اعمال، بستگى به پذیرش آن دارد و در مقام مثال مانند ستون یک خیمه است که اگر خیمه، ستون نداشته باشد، هرگز پابرجا نمى‏ماند. مسلمانى که نماز نخواند و یا به نماز اهمیت ندهد، اسلام و مسلمانى‏اش مانند خیمه بى‏ستون است.

نظام تربیتى، سیاسى، اقتصادى و اخلاقى اسلام مبتنى بر نظارت درونى و تقوا است؛ یعنى، یک مسلمان بیش از همه چیز، خداى یگانه را مدنظر دارد و او را ناظر بر اعمال خویش مى‏داند و معتقد است معاد و قیامت بر سر راه او قرار داد.

در این نظام، نماز نقش یادآور و هشدار دهنده‏اى را دارد که هر روز و هر شب، این مهم را یادآورى کرده، انسان را از خطر فراموشى حقیقت باز مى‏دارد. در نتیجه نقش بسیار موثرى بر کنترل درونى انسان دارد؛ چنان که خداوند فرموده است. «اقم الصلاة ان الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبر(عنکبوت (29)، آیه 45)؛ نماز را به پادار که نماز آدمى را از کارهاى زشت و ناپسند باز مى‏دارد و همانا ذکر و یاد خداوند، نتیجه بزرگ‏تر است». بنابراین نماز بدان جهت تشریع شده که آدمى، خود را فراموش نکند و بداند که بنده خدا است. نماز مانند چراغ‏هایى است که در فواصل معینى در تاریکى، روشن مى‏شود؛ تا کسى که در راه است، آن را گم نکند و دچار لغزش و انحراف نگردد.

آیا با وضوى نماز عصر مى توان نماز مغرب را خواند ؟

پاسخ : براى هر نمازى وضوى جداگانه لازم نیست. با یک وضو تا زمانى که باطل نشده، مى‏توان هر مقدار مى‏خواهیم نماز بخوانیم 

توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)، ج‏1، ص: 202


قبل از تکبیرة الاحرام، مستحب است چه تکبیراتى گفته و چه دعاهایى خوانده شود؟

 آنچه واجب است همان «تکبیرة الاحرام» است؛ ولى مستحب است قبل از آن شش تکبیر گفته شود؛ بدین ترتیب:

سه تکبیر را پشت سر هم بگوید و این دعا رابخواند:

«اللهم انت الملک الحق المبین، لا اله الا انت، سبحانک انى ظلمت نفسى فاغفرلى ذنبى انه لایغفر الذنوب الا انت».

سپس دو تکبیر دیگر بگوید و بعد از تکبیر پنجم این دعا را بخواند:

«لبیک و سعدیک و الخیر فى یدیک و الشر لیس الیک و المهدى من هدیت، لا ملجأ منک الا الیک، سبحانک و حنانیک، تبارکت و تعالیت، سبحانک رب البیت».

و بعد دو تکبیر دیگر بگوید - که ششم و هفتم محسوب مى‏شود - و بعد این دعا را بخواند:

«وجهت وجهى للذى فطر السماوات و الارض عالم الغیب و الشهادة حنیفاً مسلماً و ما انا من المشرکین، ان صلاتى و نسکى و محیاى و مماتى لله رب العالمین لاشریک له و بذلک امرت و انا اول المسلمین».

قابل ذکر است که تکبیر هفتم همان «تکبیرة الاحرام» است و بعد از این دعا، «حمد» شروع مى‏شود(تحریرالوسیله، مترجم، ج 1،ص292؛ مفتاح‏الفلاح،ص80).

روح نماز چیست؟

«توجه به خدا» روح نماز است. نمازى که از این جوهره اساسى بى بهره باشد، کالبد بى جانى است که ارزش آن بسیار ناچیز می ‏باشد. درست به همین جهت است که رسول خدا(ص) می فرماید: «کم من قائم حظُّه من صلاته التعب و النصب(المحجةالبیضاء، ج 1، ص 366.)؛ چه بسا نمازگزارى که از نماز خویش، جز مشقت و رنج بهره‏اى ندارد». 
حال ممکن است سؤال شود: ما که هر چه بیشتر سعى می ‏کنیم، در نماز حواس خود را جمع کرده و به خداوند توجه کنیم، کمتر موفق می ‏شویم؟ آیا به راستى چاره‏اى وجود دارد که ما را در رسیدن به این جوهره اساسى - که روح نماز است - یارى رساند؟ اگر تصور شود چیزى مانند شربت و کپسول وجود دارد که به راحتى میل شده و یک شبه همه کارها رو به راه گردد، قطعاً جواب منفى است؛ ولى اگر کسى مرد میدان عمل باشد و خود را براى یک کارزار جدى و طولانى مهیا کند، جواب مثبت است. 
توضیح: اگر صفتى یا حالتى براى انسان ملکه شود، آن صفت یا حالت در همه صحنه‏ ها و تمام شؤون زندگى، خود را نشان داده و آدمى را رها نمی ‏کند. کسى که در کوچه و بازار، کلاس و مدرسه، محیط خانه و محلّ کار، یکسره به یاد خدا است و از او غافل نیست؛ بدون تردید در نماز نیز حواسش را جمع کرده، از خداوند غفلت نمی ‏کند. بر خلاف کسى که در محیط خانه، محل کار، کلاس، مدرسه، کوچه و بازار از خدا غافل است و یکسره، سرگرم مسائل مادّى و روزمره زندگى دنیایى است و دلش متعلق به غیر خدا مى‏باشد. بى شک چنین کسى نمی ‏تواند در نماز قلب خود را متوجه خدا کند؛ بلکه دلش دنبال همان چیزى است که قبل از نماز، در پى آن بود و وجودش گرفتار در باتلاقى است که قبل از ورود به نماز، غرق در آن بود. 
خداوند در وصف بندگان مؤمن خویش مى‏فرماید: «رجال لاتلهیهم تجارة و لابیع عن ذکر اللّه( نور(24)، آیه 37.)؛ مردانى که آنان را هیچ تجارت و معامله‏اى از یاد خدا باز نمى‏دارد». 
وقتى که کسب و کار، آنان را از یاد خدا باز ندارد؛ بدون تردید موقعى که وضو می ‏گیرند و رو به قبله می ‏ایستند و نماز می ‏گزارند، از خدا غفلت نمى‏کنند. بر خلاف ما که قبل از ورود به نماز، در امور روزمره زندگى غرقیم و وقتى هم که به نماز می ‏ایستیم، نمازمان نیز رنگ و بوى این امور دارد. اولیاى خدا و بندگان مخلص حقّ،نماز خویش را برداشته، آن را با خود به محیط کار و بازار می ‏برند. در آنجا هم که هستند، مشغول نمازند و به قول باباطاهر «خوشا آنان که دائم در نمازند«؛ ولى ما کسب و کار و درس خویش را برداشته، با خود به فضاى نماز می ‏آوریم. نماز هم که مى‏خوانیم، باز دنبال هدف گمشده خود هستیم. 
بارى اگر صادقانه قصد آن داریم که در نماز، دلمان متوجه به خدا باشد و از او غافل نگردیم؛ باید کار را قبل از نماز شروع کنیم و در همه جا و همه حال، به یاد او باشیم و از او غفلت نکنیم. بى شک اگر چنین توفیقى را به کف آوریم، دلمان در نماز، متوجه خدا خواهد بود؛ وگرنه خیر. 
مرحوم علامه طباطبایى(ره) در اواخر عمر با برکت خود - موقعى که در بستر بیمارى افتاده بود - در جواب شخصى که از آن جناب از چگونگى تحصیل حضور قلب در نماز پرسش کرده بود، چند بار با عنایت خاصى فرمود: »مراقبه، مراقبه، مراقبه». 
مراد آن بزرگوار از عبارت مزبور، این است که اگر می ‏خواهید در نماز حواستان جمع باشد و از خدا غافل نشوید؛ باید در طول شبانه ‏روز وقتى که به کارهاى دیگر اشتغال دارید، اهل مراقبه باشید؛ زیرا اگر این حالت ملکه شما گردد و چنین صفتى بر شما غالب آید، در نماز نیز این حالت محفوظ خواهد ماند. همان‏طور که اگر در طول شبانه ‏روز، از یاد خدا غافل باشیم و غفلت از حق در دل ما رسوخ کند، در حال نماز نیز چنان خواهد بود و از آن خلاصى نخواهیم داشت.
 
آیا این مطلب صحت دارد که برخى از ائمه هر شب هزار رکعت نماز می ‏خواندند؟ آیا چنین نمازهایى، داراى کیفیت است؟

آنچه در تاریخ در مورد حضرت على(ع)، امام سجاد(ع) و برخى دیگر از ائمه(ع) نقل شده، آن نیست که هر شب هزار رکعت نماز می ‏خواندند ؛ بلکه در مواقعى و در بعضى از شب‏ها چنین عبادت می ‏کردند.

این مطلب از نظر امکان عملى، مشکلى ندارد و علامه امینى(ره) در برابر انکار برخى، یک شب هزار رکعت نماز، در مقابل آنان به جا آوردند.

نکته دیگر آنکه، نماز مستحبى را می ‏توان بسیار ساده به جا آورد و بدون خواندن سوره و تنها با یک ذکر (مثلاً »سبحان اللَّه»)، رکوع و سجود آن را انجام داد و در پایان به یک سلام اکتفا نمود. در این صورت دو رکعت، حدود یک دقیقه طول مى‏کشد. در این صورت با احتساب چند ثانیه براى استراحت، بیش از ده ساعت وقت لازم نیست.

نکته دیگر آنکه در تاریخ، اشخاص دیگرى نیز بوده‏اند که در یک شب هزار رکعت نماز به جا آورده‏اند. اگر کارى براى یک فرد میسّر نبود، دلیل آن نیست که براى دیگرى نیز میسّر نباشد.

اما در بحث کیفیت و کمیت، مسلماً نماز اولیا داراى کیفیت است ؛ آنان گاه آن چنان غرق در عبادت و لذت آن می ‏شوند که اساساً، گذر زمان و رکعات را جملگى فراموش می ‏کنند و خود را در محضر خداوند، راکع و ساجد می ‏بینند. بر این مبنا، کیفیت و کمیت در این گونه عبادات، همدوش هم است ؛ چنان که تمامى عبادات به نوعى از کمیت برخوردارند ؛ مثلاً نماز رکعات خاص دارد، طواف هفت شوط دارد و...


فلسفه حضور در نماز جماعت چیست ؟
 
1.   نیل به ثواب نامحدود :

برخی از اعمال عبادی در دین اسلام ثواب محدود ومشخص دارد ولی بین مسلمانان مسلم است که نماز با جماعت از نماز فرادا برتر است و اگر تعداد نمازگزاران بیش از ده نفر شوند ثواب آن قابل شمارش ونگارش توسط مخلوقات نیست

2.اعلام اتحاد :

مسلم است جمع شدن یک عده در یک مکان برای عمل واحد نشان از اتحاد آن افراد در هدف دارد ، نماز جماعت نیز از این امر جهان شمول مستثنی نیست  واین سیاست اسلام ، نماد وحدت کلمه است همه افراد با هر اختلاف سلیقه ای که دارند با این عمل مشترک وحدت کلمه خود را به جهان اعلام می دارند

ویل دورانت می ‏نویسد: «بر هیچ انسان منصفى پوشیده نیست که شرکت مسلمانان در نمازهاى جماعت روزانه، چه اثر خوبى در وحدت و تشکّل آنها دارد. با کمى دقت می ‏توان دریافت که در سایه همین جماعت‏ها و جمعه ‏ها است که انسجام و اتحادى در اقشار مختلف ایجاد می ‏شود و در سایه آن برکات و ارزش‏هایى وجود دارد. از کارهاى عمرانى یک منطقه گرفته تا راه حل سایر مشکلات افراد و جامعه».

3.آگاهی از اوضاع ومشکلات جامعه :

در این اجتماع که کم هزینه ترین اجتماع دنیاست آگاهى از مشکلات ونیازهاى یکدیگر و زمینه سازی تعاون اجتماعى نهفته است که دربسیاری از موارد دیده شده است که در همین اجتماعات است که نیاز یک نیازمند مرتفع می شود

4.آگاهی از حال برادران دینی :

اسلام بسیار بر زیارت ودیدار مومنین تاکید نموده ودر صورت بیماری دستور اکید به عیادت داده است بی هزینه ترین دیدار مومنین ، در صفوف جماعت است و موجب آگاهی از افراد بیمار و... می گردد

5. آگاهی از مسایل دینی :

در بسیاری از مواقع تجربه نشان داده است انسان برخی از احکام واجب خود را که تا کنون نمی دانسته، در صف نماز فرا گرفته است  وبالاخره زیاد اتفاق می افتد که بین دو نماز حدیث یا مساله احکام یا اعتقادی انسان می شنود ومسیر زندگی  او را متحول می کند

آمار نشان می دهد افرادی که اهل جماعت هستند از افراد دیگر آگاهی بیشتری نسبت به مسایل دین دارند اسلام با این عمل با جاهل ماندن افراد مبارزه معنوی می کند

6.تغییر رفتار و اخلاق نا مناسب

انسان  ها از نظر رفتاری با یکدیگر متفاوتند چه بسیارند افرادی که با دیدن یک رفتار اسلامی از یک شخص در صفوف جماعت رفتار زشت خود را کنار نهاده اند انسانها با این حضور معنوی در کنار هم، هرکدام خوبی های خود را به دیگران منتقل می کنند تا کنون نشده در صفوف جماعت شئونات غیر اخلاقی آموزش داده شود بر خلاف برخی اماکن دیگر  

 
چرا در هر رکعتی از نماز دو بار سر به مهر می‏گذاریم وسجده می کنیم؟

پاسخ:

در روایات صادره از آل اللَّه (ع) چند جهت ذکر شده است:

1 - حضرت امام موسی بن جعفر (ع) فرمود: "در شب معراج خداوند به رسول خود امر کرد که وضو بگیرد و نماز بخواند. پیامبر وضو گرفت و تکبیرة الاحرام گفت و حمد و سوره را خواند و رکوع رفت و به دستور خداوند سر به سجده گذاشت و تسبیح خدا کرد پس از سر برداشتن بدون اینکه خداوند مجدداً دستور سجده بدهد نبی گرامی اسلام به خاطر عظمت و جلالت پروردگار سر به سجده گذاشت و خدا را تسبیح نمود. به همین خاطر خداوند امر فرمود همه در نماز در هر رکعتی دو سجده نمایند[i]

(به این نوع دستورات اصطلاحا می گویند ما سنه الرسول یعنی آنچه برای اولین بار عقل کل عالم هستی یعنی پیامبر پایه نهاده است)

2 - امام صادق(ع) فرمود: "معنا و تأویل سجده اول در واقع این است که نماز گذار می‏گوید: منها، خلقنی؛ یعنی از زمین مرا آفریدی. وقتی سر بلند می ‏کند، می‏ گوید: منها اخرجتنا؛ از خاک خارجم کردی، وقتی سجده دوم می‏رود می ‏گوید: و الیها تعیدنا؛ به سوی زمین ما را برگرداندی و وقتی سر بلند می‏کند، در واقع می‏گوید: و از زمین بیرون مان می‏سازی (و منها تخرجنا) [ii]

[i] صدوق، علل الشرایع، ج 2، ص 31، حدیث 3
[ii] صدوق، علل الشرایع، ج 2، ص 31، حدیث 4.

آیا عادلانه است قبولى کلیه اعمال، به نماز وابسته باشد؟
 
اگر درآمد کسى حلال و طیب نباشد و باآن درآمد خانه و لباس و غذا تهیه کند، آیا نمازش قبول است؟
 
از همین جا درمی ‏یابیم که نماز معیارى است که قبولى اعمال دیگر را نیز مى‏توان با آن سنجید. پس اگر نماز قبول باشد، کارهاى خوب دیگر نیز قبول است و اگر مردود باشد، چنان بر می ‏آید که اشکال ریشه‏اى در اعمال وجود دارد.

براى مثال: آمپرهاى یک وسیله نقلیه، نشان دهنده سلامت و یا اشکال در کار موتور آن وسیله است. نماز نیز نشان دهنده سلامت اعمال و یا خرابى دیگر اعمال است. اگر کسى توانسته است نماز خود را از ریا و سُمعه دور نگه دارد، قادر خواهد بود در بقیه عبادت‏ها و کارها نیز این ویژگى را حفظ کند؛ چون نماز وظیفه‏اى است که شبانه روز با آن مرتبط هستیم. بنابراین نماز شاخصى است که همه اعمال دیگر با آن سنجیده شده و محک زده می ‏شود
 

  نماز از نظر «اجتماعى»، موجب نظم و انضباط نمازگزاران، وحدت و همدلى مسلمین، از بین رفتن فساد و تباهى جامعه و پاکسازى معنوى محیط مى‏شود.
از نظر «سیاسى» نماز - به خصوص نمازهاى جمعه، اعیاد و جماعت - نشانگر شکوه، بزرگى و اتحاد مسلمانان و زمینه ساز حضور نمازگزاران در عرصه اجتماع و آگاهى از مسائل سیاسى و دینى است.

از نظر «فرهنگى»، نماز سازنده و تعالی ‏بخش انسان و فراهم آورنده محیطى پاک و دینى است. نماز غنی ‏ترین فرهنگ عبادى یک ملت و نشانه حاکمیت توحید در یک جامعه است.

  نه تنها خداوند همه نمازها را می ‏بیند و مى‏شنود، بلکه تمامى رفتارها، حرکت‏ها، حالات و ویژگی ‏هاى هر موجود در نزد او حاضر است و او به همه آنها احاطه دارد. منشأ این پرسش آن است که خداوند، با موجودات محدودى همانند انسان، مقایسه شده است که با انواع محدودیت‏ها احاطه شده است! حال آن که: «لیس کمثله شى‏ء(شورى(42)، آیه 11.)؛ هیچ چیز همانند خداوند نیست» بلکه او محیط بر همه چیز است: «انه بکل شى‏ء محیط»(فصلت (41)، آیه 54. ).

تمامى هستى چشم و گوش خداونداند و هیچ محدودیتى در ذات او، براى احاطه مخلوقاتش نیست. بنابراین نه تنها میلیاردها انسان اگر هم زمان در حال عبادت باشند، براى او زحمتى به وجود نمی ‏آورند؛ بلکه او در یک آن به همه موجودات جهان - از ذرات اتم گرفته تا کهکشان‏هاى عظیم - احاطه و نظارت دقیق دارد.

در دعاها می ‏خوانیم: «یا من لایشغله شأن عن شان و لاسمع عن سمع و لابصر عن بصر(الکافى، ج 2، ص 593.)؛ اى خدایى که کارى تو را از کار دیگر باز نمی‏دارد و نه هیچ شنیدنى تو را از شنیدن دیگر و نه دیدنى از دیدنى دیگر»(الکافى، ج 2، ص 593.).

بنابراین منشأ این پرسش، مقایسه نابه جاى خداوند با مخلوقى همانند انسان است. اگر شأن خداوند، اندکى شناخته شود و به درستى تصور گردد، حل این مسأله بسیار آسان خواهد شد.


مجموعه معارف دین دو گونه است:

یک - اصول و معارف نظرى

دو - برنامه‏ ها و دستورات عملى

قسمت اول نیز مشتمل بر دو گونه از مسائل و موضوعات است:
1 - موضوعات زیر بنایى و پایه‏اى

2 - موضوعات روبنایى و فرعى

«اصول دین» مجموعه عقاید بنیادى و پایه‏اى دین است که عمدتاً جنبه نظرى دارند و ازهمین‏رو به آنها اصول دین گفته می ‏شود (مانند

توحید، نبوت و...). نماز گرچه از نظر عملى جزء اصول و پایه‏ هاى تربیتى رفتار دینى است؛ ولى بدان لحاظ که از نظر عقیدتى رو بنا

محسوب می گردد نه زیر بنا، از اصول شمرده نمی ‏شود و به‏عنوان «فروع دین» از آن یاد مى‏گردد.

بنابراین نماز از جهت عملى در زمره اصول دین است؛ ولى چون از نظر اصطلاح »اصول دین« به معارف پایه‏اى نظرى اطلاق می ‏گردد،

نماز از جمله آنها به حساب نیامده است.

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی